سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

501

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

حالى كه وقتى پدرم اين سخنان را مىگفت كسى جز من حاضر نبود « 16 » . سليم مىگويد : به عبد الرحمن بن غنم گفتم : معاذ به مرض طاعون مرد ، ابو عبيده به چه مرضى مرد ؟ گفت : به مرض « دبيله » « 17 » . 2 تفصيل قضيّهء مرگ ابو بكر ( 1 ) سليم مىگويد : با محمّد بن ابى بكر ملاقات كردم و گفتم : آيا در مرگ پدرت جز برادرت عبد الرحمن و عايشه و عمر كسى حاضر بود ؟ گفت : نه . گفتم : آيا آنچه تو شنيدى آنان هم شنيدند ؟ گفت : مقدارى را شنيدند و گريه كردند و گفتند : « هذيان مىگويد » ! ! ولى همهء آنچه من شنيدم آنان نشنيدند . ظهور پيامبر و امير المؤمنين عليهما السّلام هنگام مرگ ابو بكر ( 2 ) گفتم : آنچه آنان هم از او شنيدند چه بود ؟ گفت : وقتى صداى واى و ويل بلند كرد عمر به او گفت : « اى خليفهء پيامبر ! چرا صداى واى و ويل بلند كردهاى ؟ گفت : اينان محمّد و على هستند كه مرا به آتش بشارت مىدهند ، و در دست محمّد صحيفهاى است « 18 » كه در كعبه بر سر آن هم پيمان شديم . او به من مىگويد : « بجان خودم قسم به آن وفا كردى ، و تو و اصحابت « 19 » يك ديگر را بر عليه ولى خدا كمك كرديد . بشارت بده به آتش در پائين‌ترين درجهء جهنم » .

--> ( 16 ) يعنى اين خبر به صورت عادى بدست شما نرسيده است همانطور كه از دنبالهء حديث روشن مىشود حضرت اين خبر را از راه علم غيب ، و يا خواب ديدن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و يا اخبار ملائكه به آن حضرت مىدانسته است . ( 17 ) « دبيله » هم مرضى شبيه طاعون است كه زخمى در داخل بدن بوجود مىآيد و غالبا صاحبش را مىكشد . ( 18 ) « ب » و « ج » : اين پيامبر است و همراه او على است كه مرا به آتش بشارت مىدهد و صحيفهاى نزد اوست . ( 19 ) « ج » : تو و رفيقت .